ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
93
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
است « 1 » . سه يا چهار پل روى آرپاچاى زده بودند كه يكى از آنها در قسمت جنوبى واقع شده بود و تنها يك چشمه و تاق بيضى مانندى داشت و شاهكار تهور و بلندنظرى بود . كاخ سلطنتى رأس شمالى زمين مثلث شكل را اشغال كرده بود . درها و ديوارها با تصاوير شاخ و برگ ، موزائيك ، تاقها و كندهكارىها و صليبهايى روى سنگ سياه زينت يافته بود . در زمان سابق اين مجموعهى ساختمان بايد خيلى عظيم بوده باشد . در بعضى از تالارهاى اندرونى ، بسيارى از كتيبهها و آثار زيبايى از تزيينات داخلى هنوز هم باقى است و در ميان آنها صليبهايى كه با مهارت تمام كندهكارى شده و تصاوير عقاب دو سر با بالهاى گسترده دارد ، به خصوص شايان توجه است . كاملا نزديك به كاخ ، كليساى سنگىيى قرار دارد كه آسيب بسيار ديده است و بنا به گفتهى كشيش ، اسمش كليساى بيتلحم « 2 » است . در امتداد مسيل آلاجا كه در كنارش ديوارى كشيده بودند و آن ديوار رو به ويرانى گذاشته بود ، مقدارى راه رفتيم و به كليساى مدّور قبهدار و زيبايى رسيديم كه از دور ، محراب كليساى پيزا « 3 » را به ياد مىآورد . اين كليسا خيلى خوب حفاظت شده و داراى يك گنبد دوازده ضلعى است كه هر ضلع آن در بالاى پنجره تاقنمايى دارد . روى ديوار داخل كليسا آثارى از يك نقاشى زيبا به جاى مانده است كه صحنهيى از آخرين شام مسيح را نشان مىدهد . بيرون كليسا ، مربعى ديده مىشود كه در داخل آن پنج دايره ( چهار دايره در گوشههاى مربع و يكى در وسط ) ترسيم شده و در داخل هر دايره خطوطى نوشته بودند . آنطور كه كشيش شرح مىداد : « رمز خوب ماندن اين كليسا در همين خطوط جادويى نهفته است . » اين معبد كوچك كه احتمالا نزديك بازار واقع شده بود ، كليساى سورب گريگور « 4 » است كه در تاريخ از آن به نام كليساى بزرگ و پرافتخار قديس گريگوريوس منور « 5 » ياد مىكنند .
--> ( 1 ) . عين عبارت كه به زبان عربى است به نقل از صفحهى 304 كتاب شهرياران گمنام كسروى چنين است : « الامير الاجل شجاع الدوله ابو شجاع منوچهر ابن شاوور » ، كه در مسجدى كه به دستور وى ساخته شده است و چند صفحه بعد شرحش خواهد آمد ، نيز همين جمله در كتيبهيى نوشته شده است . م . ( 2 ) . Bethlehem : شهر زادگاه حضرت عيسى . م . ( 3 ) . Pise : با تلفظ ايتاليايى پيسا ، يكى از شهرهاى قديم ايتاليا كه كليسا و برج مايل آن معروف است . م . ( 4 ) . Sourb - Grigor ( 5 ) . S . Gregoire Illuminateur : قديس گرگوريوس منور - كه معرب گرگوريوس ، غريغوريوس است -